محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1123
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
و عمّانش را كشتند . و بدبخت آن كس كه اينها را كشتند و فرمودند . پس ديگر روز اين زينب ، خواهر محمّد و فاطمه دخترش ، سوى عيسى كس فرستادند و تن محمّد ابن عبد الله بخواستند و به گور كردند . و شاعرى اندر آن روزگار بود نام او عبد الله ابن معصب بيتى چند مرثيت گفت محمّد را ، و اين است كه ياد خواهم كرد : شعر يا صاحبىّ دعا الملامة واعلما * أن لست فى هذا بألوم منكما وقفا بقبر ابن النّبىّ فسلَّما * لا بأس ان تقفا به فتسلَّما قبر تضمّن خير أهل زمانه * حسبا وطيب سجيّة وتكرّما والله لو شهد النبىّ محمّد * صلَّى الإله على النبىّ وسلَّما اشراع امّته الأسنّة لابنه * حتّى تقطَّر من ظباتهم دما حقّا لأيقن انّهم قد ضيّعوا * تلك القرابة واستحلَّوا المحرّما پس منصور اميرى مكّه و مدينه هر دو مر عيسى را داده بود . و عيسى يك هفته به مدينه بود . پس كثير بن الحصين را به مدينه امير كرد و خليفهء خود . و از آنجا به مكّه رفت . ]